این وبلاگ میتواند در خود همه چیز داشته باشد.درددل یعنی هرچه میخواهد دل تنگت بگو.
گاهی اوقات از دست خودم و اطرافیانم خسته و دلگیر میشوم.میدانید چرا؟چون مدام یاد گرفتیم برای چیزهایی که میخواهیم و آنها را به دست نمی آوریم و یا به سختی به آنها میرسیم.ناله و شکوه سردهیم و ناامیدانه به آینده بنگریم.دوست داریم راحت به تمام آرزوهای خود برسیم.که اگر اینگونه بود باز ما قانع نمیشدیم و آنوقت به قول "سهراب دست ما در پی چیزی میگشت".و من آرزو به دل ماندم که برای یک بار هم که شده کسی بگوید من از رنج و سختی کشیدن نمی هراسم و رسیدن به هدفم برایم شیرین است.و ما چرا باید همیشه از دیگران طلبکار باشیم.چرا خودمان کاری نکنیم و تحولی در خویش ایجاد نکنیم.همیشه باید منتظر باشیم تا کسی ما را یاری کند و کارهای ما را انجام دهد و چرا ما خود طرحی نو درنیندازیم و دیگران را به شگفت وانداریم.گاهی به خود میگویم چرا ما قدر خودمان را نمیدانیم و به دیگران اجازه میدهیم تا برایمان تصمیم بگیرند.چرا خودمان را باور نمیکنیم و به چیزهای جزئی و سطحی میپردازیم.بیاییم فکرمان را مشغول مسائل بی ارزش نکنیم.برای خود ارزش قائل شویم.قدر خودمان را بدانیم.ما دختران ایرانی باید به همه ثابت کنیم که میتوانیم کارهای بزرگ انجام دهیم. به همه نشان دهیم که دختر و زن ایرانی اگر بخواهد میتواند.اینقدر خودمان را کوچک نپنداریم.خیلی دلم میسوزد وقتی میبینم که بعضی از دخترها ساده و راحت فریب حرف های به ظاهر زیبا و افسونگر پسرانی را میخورند که اگر بخواهند روزی ازدواج کنند با دخترانی پیمان زناشویی میبندند که هرگز با پسری رابطه دوستی نداشته اند.و دلم برای همین پسران میسوزد که بی هدف در خیابان ها راه می افتند و هر دختری را که میبینند متلکی بارش کنند و دمی خوش باشند و تمام استعداد خود را در همین راه صرف میکنند.و چقدر هم لوس و بی مزه است.تا دخترها برای شخصیت خود ارزش قائل نشوند و پسرها هم فکر خود را به کار نگیرند به قول معروف همین آش و همین کاسه.من تعجب میکنم بعضی از دخترها میدانند که با داشتن دوست پسر به جایی نمیرسند و بیشتر برای خود دغدغه ایجاد میکنند و باز این موضوع را میفهمند که دوست پسرشان روزی آنها را رها میکند و به سراغ کس دیگری میرود "اما باز بر این دوستی ها اصرار میورزند".و بیشتر اوقات از دست بعضی از این پسرها لجم میگیرد.چون با حرکات جلف و زننده شان نام مرد و مردانگی را لکه دار میکنند و حیف واقعا حیف که به اینگونه پسرهای سبکسر بگوییم مرد.بیاییم این سناریوی تکراری را پاره و دور بریزیم.ساده "پاک"زیبا"و راحت زندگی کنیم. نمایش مسخره دوستی های خیابانی را دیگر اجرا نکنیم.سناریو را عوض کنیم و اینبار اجازه دهیم هرکس نقش خود را به درستی ایفا کند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 1:31  توسط پرستو گشتاسبی  |